تاريخ : یکشنبه 14 مهر 1392 | 15:28 | نویسنده : iranbarayema

مهد علیا زنی قدرتمند و بااراده بوده که ایران رو همواره عاشقانه

دوست داشته... اگر اشکال های شرعی داشته (که واقعا بعید میدونم)

به خودش مربوط میشده...

چیزی که به ما مربوطه خدماتی است که برای این آب و خاک

انجام داده... دیالوگی در سریال سالهای مشروطه به امیر کبیر

خطاب میشه امیر: باید بره تا کبیر شه... امیر کارهایی که لازم

بود رو انجام داد. هم به اسلام هم به  ایران خدمت کرد

اما هرکسی میاد و بعد مدتی میره این مدت دست خداس و

شاید مهد علیا وسیله بوده... و البته موضوع دیگه ای هم

هست که مهد علیا فقط در عزل امیر نقش داشته

و تا حدودی با قتل امیر مخالف هم بوده... مهدعلیا فکر ازدواج با امیر رو داشته

اما وقتی امیر با خواهر شاه ازدواج میکنه به مرز جنون میرسه و شخصیتش

خاکستری میشه اون موقع است که کلنل فرانت و آقاخان

نوری تمام سعی

خودشون رو میکنن تا بتونن مهدعلیا رو راضی به این کار کنن

تا جلوشون رو نگیره... این که مهدعلیا سرپرست قاتلان

امیر کبیر بوده شایعاتی است که برای

بزرگتر کردن مرگ امیر به خورد مادادند... سرپرستان حکومت باید

از پس اوضاع کشور بربیان(شاهان) وگرنه قرار نیس صدر اعظم

برای کشور با درباریان بجنگه... فکر ما از ریشه خرابه... بیاین

به روشنی نگاه کنیم... مهد علیا زنی فوق العاده بوده که

حق اونه در تاریخ بهتر از او یاد بشه... راستی کدام مورخی

زمان آخرین ملاقات امیر و مهدعلیا اون جا بوده که

بفهمه و ثابت کنه که امیر به اون روسپی گفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

متشکرم که وقتتون رو به این مطلب اختصاص دادید..



تاريخ : سه‌شنبه 09 مهر 1392 | 19:21 | نویسنده : iranbarayema

با درود به همگی..

یادمون باشه هیچ زمانی نگیم وطن ..بگیم مهین ...مهین خودمون را به عربی نخوانیم...

نگیم مملکت ...بگیم ایران ...بگیم کشور...ایران خودمون را به عربی نخوانیم...

 

 

انتخابات=گزینش

تظاهرات =راهپیمایی

موقت=ناپیوسته ، ؟؟؟؟

نظر من =دید من ، دیدگاه من

تدبیر=دور اندیشی ،؟؟

حمایت =پشتیبانی

رفاه=آسایش ، ؟؟

اعتماد= ؟؟؟؟

وظیفه =خویش کاری

رویت ، مشاهده =دیدن 

تکذیب=رد کردن

خدمت کردن =یاری دادن ، پشتیبانی کردن ،؟؟

تولید=باز آفرینی

اشتغال =کار زایی

حفظ= نگهداری ، پاسداری

توسعه=گسترش

ثبات =پایداری ، ماندگاری ، ؟؟؟

ملت=مردم...............

ملاقات=دیدار

شجاع=دلیر

تامین کردن=برآورده کردن

 

دوستان اگر جایگزین واژه ای را می دانید برایم بنویسید..

بکار گیری نوشته های این تارنگار برای همه آزاد است و نیازی به نام بردن از آن نیست .

خیلی خرسند میشوم که آنرا به گوش همه برسانید ...

 

تا درودی دیگر

بدرود



تاريخ : دوشنبه 04 شهریور 1392 | 09:49 | نویسنده : iranbarayema

 

واقعا موافقم...این ایرانی بود که کوروش

و داریوش بعد اون همه زحمت به ما تحویل

دادن؟ این بود ایرانی که امیر کبیر واسه آباد

کردنش جونشو داد؟ متاسفم!گریه



تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 20:38 | نویسنده : bardia

وطــن یعنی نــــژاد پاک کـوروش
سپردن سر به راه خاک کوروش
وطـــن یعنی که منشـور رهایی
وطـــن یعنــــی نمــاد آریــــایــی
وطـــن یعنی درفــــش کاویــانی
وطـــن یعنـــی ردای آسمــــانی
وطـــن یعنی سران ملک جاوید
ستــون جاودان تخت جمشیــد
وطـــن یعنی ز آب و آتش و بــاد
هنوزم در امان مانده پاسارگـاد
وطـــن یعنـی وفـــور فــروهـــرها
شکــوه پــر فـــروغش از اهـــورا
وطـــن یعنی که تاج و تخت دارا
سریـــــر نــــادر و ملـک اهــــورا

 

                            ارسال مطلب توسط بردیا



تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 20:28 | نویسنده : iranbarayema

بر مزارم بنویسید که ایرانی بود

نسبش کوروش و آرش پدرش مانی بود

در رگش مذهب زرتشت تلاطم می کرد

گر چه خود پیرو آیین مسلمانی بود

وقت خوردن به زمین نام علی بر لب داش
عاشق رستم دستان
گر چه غافل نشد از ذکر اوستا یک دم

پیش رویش همه شب رحلی و قرآنی بود

سینه اش سوخته از سوگ حسین ابن علی

داغی از خون سیاوش به پیشانی بود

بر مزارم بکش از نقشه ایران سنگی تا پس از مرگ بداننذ که ایرانی بود



تاريخ : سه‌شنبه 18 تیر 1392 | 10:40 | نویسنده : iranbarayema
1. وصيت نامه كوروش كبير فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگی نزديك گشته*ام. من آن را با نشانه*های آشكار دريافته*ام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بخت*يار بوده*ام. هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمی*كنم كه از هنگام جوانی ناتوان*ترم. من دوستان را به خاطر نيكويی*های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان*بردار خويش ديده*ام. زادگاه من...

 

(برای بقیه مطالب به ادامه مطلب بروید)



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 26 خرداد 1392 | 11:39 | نویسنده : iranbarayema

بعضی از مردم ایران چادر نشین بودند وبه دنبال گله های خود کوچ می کردند.اما جمعیت زیادی از ایرانیان ساکن شهرها و روستاها بودند.بیشتر خانه های شهرها و روستاها با آجر یا خشت خام ساخته می شد.بام اغلب خانه ها کاه گلی بود.در ورودی همه ی خانه ها چوبی بود.

ایرانی ها بت پرست نبودند و خدای واحد اهورامزدا را می پرستیدند.آن ها یونانی ها را مسخره می کردند که خدایان خود را به صورت انسان یا حیوان نشان می دادند و برای آن ها خانه یا معبد بنا می کردند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 25 خرداد 1392 | 18:42 | نویسنده : iranbarayema

اهورا مزدا خدای بزرگ است.او شادی و جدی بودن در زندگی را برای مردم آفرید.او خرد و جدی بودن را برای داریوش آفرید. به خواست اهورا مزدا من راستی را دوست دارم و از بدی بیزارم. من دوست مردم دروغگو نیستم.تندخو نیستم،هنگامی که درونم از خشم می جوشد،خشم را فرو می نشانم.اگر کسی علیه دیگری چیزی بگوید،سخن او را باور نمی کنم تا سوگند هر دو را بشنوم.



تاريخ : شنبه 25 خرداد 1392 | 18:14 | نویسنده : iranbarayema

 

ای انسان هر که هستی باش و از هر جا که می آیی بدان که من کورش، پایه گذار امپراطوری ایران هستم.

بر این توده ی خاکی که بدن مرا پوشانده است،حسادت مکن.



تاريخ : شنبه 25 خرداد 1392 | 17:51 | نویسنده : iranbarayema

کورش پس از فتح بابل دستور داد بر استوانه ای گلی بنویسند:

ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم بر مردم این شهر و این سرزمین آزاری برسد.من برای صلح

کوشیدم. نبونید مردم درمانده ی بابل را به بردگی گرفته بود.من برده داری را بر انداختم.به بدبختی های مردم پایان

دادم.فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند.خانه های ویران آنها را آباد کردم و....

تا دل ها شاد شود.



  • مکس دی ال
  • فروش لینک
  • 💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران
    ExtendedPost>

    ادامه مطلب...

    .: Weblog Themes By LoxBlog :.

    تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
    💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران